|
نمی دونم چندمیشه. ولی خداکنه آخریش نباشه...!
اون آدم عجیبیه اون واقعا دیوونه اس هیچ وقت فکر نمی کردم فهمیدن کلمه آدمیزاد اینقدر برام سخت باشه موضوع : | *| نوشته شده در و ساعت توسط سوسک سوسول | سلام من به تو ای گل نشونم...!!!
خیر سرم مثلا" رفتم که غذا بخورم الان رفتم بالا دیدم چه بوی غذایی میاد کلی بر نفس اماره ام غلبه کردم و به روی غذا گرمه بخور من در حالی که سعی می کنم آروم حرف لامپ اطاقم سوخته حس این که پاشم برم یکی دیگه بخرم ندارم عین دیوونه ها تو تاریکی نشستم و فقط نور مانیتور اینجا رو الانم که می بینی دارم می نویسم این که باز بی خوابی زده
موضوع : | *| نوشته شده در و ساعت توسط سوسک سوسول | بوی خوش اتمام تابستون..!:)):))
امروز صبح مامانمو بغل کردم بوسیدمش یه بغل زیاد با فشار دلم میخواست اونقدر فشارش بدم که حل شه بره تو دلم قایمش کنم اونقدر ازش انرژی گرفتم که حد نداره مادرا یه بوی مخصوصی دارن بوی پاکی بوی آرامش ...با ولع بوی مامانمو قورت دادم ...شایدم دلم می خواست بدون این که چیزی بگم بدونه که حالم خوبه و ... خوشه :) یادم باشه واسه هیچی محدوده و فاکتور نذارم ...صرفن تحصیلات نمی تونه ضمانت شعور و معرفت و فرهنگ بشه ...در ضمن خندمم می گیره ...نه باید به من اینجوری حالی می شد والا من خر تر از اونم که به این راحتیا از موضعم پایین بیام ...... وای دیشب چه شبی بود..کلی حالیدم..با ۲تا آبجیامو ۲تا دوستان فک کنم حول و حوش ساعت ۱ نصف شب رفتیم طرفای طزرجونو اینا(ده های حومه ی یزد...چه کرده..)..با چه ترس و لرزی شوت بازی در میووردیم..خداییش کله شقیما...خلاصه از فرط بیکاری که دیگه مونده بودیم از چه طریقی بنزین بسوزونیم...برگشتیم توی خونه...وای چه شبی بود..توی راه چه مسخره بازیهایی که در نیووردیم....خدایا خوشیه جوونا رو ازشون نگیر..الهی آمین...(دعا رو داشتی../؟) تا حالا شده دلت یه کشیده آبدار بخواد تا از خواب بیدار شی و برق از سه فازت بپره؟
موضوع : | *| نوشته شده در و ساعت توسط سوسک سوسول | |
درباره وبلاگ
![]() ضد حال خوردم بد جوری شدم مثل تفاله توی قوری ........!!!! منو ي وبلاگ
آرشيو
آرشیو موضوعی
پيوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
طراح قالب
.
|